پروردگارا ! به من بیاموز ، مهربان باشم با نامهربان ها
بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردهاي قوي ......
بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسکا گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم نه لبخندمی زنیم نه شکایت می کنیم فقط احمقانه سکوت می کنیم.

نیمکت عاشقی یادت هست؟ بگو، صدایم کن، بیا تا دوباره ما شویم،
کنار هم، نگاه در نگاه و سکوتمان چه گوش نواز بود..
بید مجنون زیر سایه اش امانمان داده بود،
برگهای رنگینش را به نشانه عشقمان بر سرمان میریخت..
او نیز عاشق بودنمان را به رخ پاییز میکشید،
اما اکنون پاییز.. نبودنت را، جداییمان را به رخ میکشد.
مرحمیبر سوز دلم باش، نگاه کن، پاییز به من میخندد، بیا داغ جداییمان را به دلش بگذاریم.
بیا کلاغها را پر دهیم تا خبر وصلمان را به پرستوها مژده دهند.
دوباره صدایم کن..
لبانم بر هم می فشارم نقطه تمام.
حتی قطره حرف از ابر لبانم نمی چکد تا زمین چشمانت رنگ ابی دریا نداشته باشد.
مداد رنگیم را بر می دارم از جعبه کهنه اش تا رنگی بر این تیرگی ها بکشم ولی حیف .
حیف از عمری که فکر می کردم عاشقی کردم .
حیف از روزها که گذشت و شبهایی که خوابم نبرد.
حیف دله بی چاره ام که چاره ای جز چیدن چهار چوب چهره ات نداشت.
سکوت ........سکوت......سکوت
باشه باز هم سکوت می کنم.
دهانم را بسته ام ولی چشمانم را بنگر شاید از نگاهم حرفانم را فهمیدی.
فهمیدی ان چه که نمی توانم ان را بر زبان بیاورم.دردهایم ،غم هایم،.......... .
اهی از ته دلم می کشم تا شاید سکوتم را کمی تیره کند و بگذارد زبانم روشنی روز را ببیند.
سکوت می کنم تا شاید این سکوت ها فریادی برای فردای من باشد.
برای اینکه خودتونو به یه پسر *** امروزی تبدیل کنید کارای زیر رو مرحله به مرحله انجام بدید:
اول میرید از تو اتاق خواب مامان جون یواشکی موچین و چند تا کرم بر می دارید.بعد از رو یکی از عکسای مامان ابروهاتونو درست می کنید.چون ابروی بیشتر پسرارو با پاچه ی بز پیوند زدن درنتیجه باید نصف ابرو رو بردارید به طور
خیلی ضایع هر چی ضایع تر بهتر.بعد یه تیغ بر می دارید ۲-۳ تا خط عمودی
میندازید تو ابروهاتون که مثلا آره داداش ما این کاره ایم و تو دعوا وقتی
داشیم یکی رو از ساختمون پرت می
کردیم این بلا سرمون اومده(آب زررررشک حالا خوبه شلوارشونم نمی تونن بکشن
بالاها ادعای دعوا کردنم می کنن).بعد کرمارو قاطی می کنید یه چیز مزخرفی در
میاد اونو بمالید به صورتتون تا پوستتون یکم از حالت اسکاجی دراد.(البته قبلش ریشو میشو سیبیلو بزنید بهتره).حالا با استفاده از تف و چسب مایع و روغن لادن و اتو مو موهاتونو رو به هوا نگه دارید.هر قسمت از مو به یک
سمت بره.ضایع ترین مدلی که می تونیدو درست کنید تا بیشتر خوشگل شین.یا می
تونید دستتونو بکنید تو پریز برق تا زود زود موهاتون درست شه.
بعد برید و یکی از تی
شرتایی که ماله کوچیکیاتون بوده رو بیارید(هر چی کوچیک تر بهتر)یه اسکلتی
چیزی روش بکشید.حالا کم کم سعی کنید تی شرتو تنتون کنید(تو می تونی تو می
تونی آفرین سعی کن!).آهااا حالا یقه ی تی شرتتونو تا سر نافتون جررررر بدید
و دقت کنید که شکمتون باید از زیر تی شرت بزنه بیرون.یه لباس زیره تنگ تنگ(ترجیحا به رنگ
های قرمز یا بنفش یا آبی پر رنگ یا زرد قناری یا سبز پر رنگ یا
سرخابی)بپوشید و هر چقدر که در توانتونه بکشیدش پایین.دقیقا سر مرز
باشه!!!حالا یه شلوار کهنه و کوچیک و پاره پوره از تو انباریتون پیدا کنید چند جاشو بسوزونید و سوراخ کنید بعد بپوشیدش ولی لازم نیست به خودتون
زحمت بدید زیاد بالا بکشیدش تا ۴ انگشت بالای رون بسه...(ای بی ادب چرا
داشتی امتحان می کردی که کجا می شه؟؟!؟!؟ )طوری که لباس زیرتون کاملا تابلو
باشه.آفرین حالا کفشاتونو بردارید و تا می تونید با ماژیک روش حروف
انگلیسی و چرت و پرت بنویسید چند جاشم پاره کنید.خیلی خوب شد ایول بپوشیدش.
هر چی انگشتر و گردنبند پیدا می کنید به خودتون
آویزون کنید.چند تا عکس حشره مشره هم(مثل سوسک و خرچنگ و عنکبوت و خر
چسونه و ...)رو بازوتون بکشید و چند تا پیکسل با طرح های ضایع هم به سر تا پاتون وصل کنید(می تونید از ساق
هم استفاده کنید تا ضایع تر شید).بعد یه عینک آفتابی که ۵ برابر چشماتونه
رو بزنید حالا شلوارتون یکم بکشید پایین تر دستاتونو بکنید تو جیبتون.آفرین
حالا آماده ی قدم زدن تو خیابون شدید!خوش بگذره!(راستی آدامس یادتون نره
حداقل ۱۲ تا آدامس بندازید تو دهنتون و به حالت ضایع بجویدش)
برادرا خواهشن ناراحت نشن

بنابراين
تصميم گرفتند استاد خود را پيدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضيح
دهند. بنابر اين آنها براي توجيه غيبت در امتحانشان فكري كردند !
آنها به استاد گفتند : ما به شهر ديگری رفته بوديم که در راه برگشت لاستيک
خودرومان پنچر شد و از آنجايی که زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولانی نتوانستيم کسی
را گير بياوريم و از او کمک بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.
استاد فکری کرد و پذيرفت که آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه
فرستاد و به هر يک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند. آنها به
اولين مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سؤال خيلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ
دادند. سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سؤال
اين بود :
كدام لاستيك پنچر شده بود؟!!!!!!

1- خاله
معنای لغوی: خواهر مادر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.
نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.
غذای مورد علاقه: آش كشك.
زیر شاخه ها: شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و شكار علاقه مند است. دختر خاله،پسر خاله:
همبازی دوران كودكی كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه
ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی.
چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است.
2 – عمه
معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد،هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.
نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه ی فحش هایی
كه می دهید. مثال: عمته… ۲- جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به درد
عمه ات می خوره… ۳- توجیه كلیه ی بیقوارگی ها،رفتارهای نامتناسب شما (تنها
برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از
ذكر مثال معذوریم…
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
زیر شاخه ها: شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور
است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم
می زنند!!
مشاغل كاذب Match-Making.
چهره های معروف: عمه لیلا.
داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است.
3 – دایی
معنای لغوی: برادر مادر
معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد،هر مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس
گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه كرد.
غذای مورد علاقه: فسنجون.
زیر شاخه ها: زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی
می آید. پسردایی،دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك
همرزم ساپورتتان می كنند.
چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون.
سعی كنید حتما حداقل یك دایی داشته باشید.
4 – عمو
معنای لغوی: برادر پدر
گاو ما ما می کرد

پرده، اندكی كنار رفت و هزار راز روی زمین ریخت.
رازی به اسم درخت، رازی به اسم پرنده، رازی به اسم انسان.رازی به اسم هر چه كه میدانی.
و باز پرده فرا آمد و فرو افتاد.و آدمی این سوی پرده ماند با بهتی عظیم به نام زندگی، كه هر سنگریزهاش به رازی آغشته بود و از هر لحظهای رازی میچكید.
در این سوی رازناك پرده، آدمیان سه دسته شدند.
گروهی گفتند: هرگز رازی نبوده، هرگز رازی نیست و رازها را نادیده انگاشتند و پشت به راز و زندگی زیستند.
خدا نام آنها را گمشدگان گذاشت.
و گروهی دیگر گفتند: رازی هست، اما عقل و توان نیز هست. ما رازها را میگشاییم؛ و مغرورانه رفتند تا گره راز و زندگی را بگشایند.
خدا گفت: توفیق با شما باد، به پاس تلاشتان پاداش خواهید گرفت. اما بترسید كه درگشودن همان راز نخستین وابمانید.
و گروه سوم اما، سرمایهای جز حیرت نداشتند و گفتند: در پس هر راز، رازی است و در دل هر راز، رازی.
جهان راز است و تو رازی و ما راز. تو بگو كه چه باید كرد و چگونه باید رفت.
خدا گفت: نام شما را مؤمن میگذارم، خود، شما را راه خواهم برد. دستتان را به من بدهید.
آنها دستشان را به خدا دادند و خدا آنان را از لابهلای رازها عبور داد و در هر عبور رازی گشوده شد.
و روزی فرشتهای در دفتر خود نوشت: زندگی به پایان رسید.
و نام گروه نخست از دفتر آدمیان خط خورد، گروه دوم در گشودن راز اولین واماند.
با چه کسانی ازدواج نکنیم ؟؟؟
خیلی از ما گمان میكنیم ازدواج موفق به شانس و تصادف بستگی دارد.
اما با كمی دقت در انتخاب همسر، میتوان ریسك آن را كاهش داد و با اطمینان بیشتری دست به انتخاب زد.
با چه كسانی ازدواج نكنید!!
شاید تعداد این افراد چندان زیاد نباشد اما به هر حال حواستان را جمع كنید.
در وهله ی اول یادمان باشد که وضعیت مادی و فرهنگ دو خانواده خیلی مهم هستند.
آدمهای خودخواه!
اینها به شدت كنترل كنندهاند. اصرار دارند همه تصمیمها را خودشان بگیرند و برای همه تكلیف معین كنند.
بچههایی با هیكل بزرگ!
آیا كسانی را دیدهاید كه حساب و كتاب كارهایشان را ندارند، كلید یا كیفهای خود را همیشه گم میكنند، به همه مقروضاند و خلاصه دوست دارد كسی را پیدا كنند تا به او تكیه كنند؟
اینها یك پوستین كلفت بر تن دارند!
نوع رابطه برقرار كردن (یا بهتر بگویم رابطه برقرار نكردن) اینها جوری است كه انگار همیشه یك پوستین كلفت بر تن دارند! از نظر عاطفی بیش از حد بسته و غیرقابل دسترساند و آمادگی این را ندارند كه با كسی ارتباط برقرار كنند.
اینها نمیتوانند و نمیخواهند احساسات و عواطف خود را نشان دهند.
در نتیجه هیچ رابطهای بین آنها و طرف مقابل برقرار نمیشود و تنها چیزی كه میان آنها میتواند وجود داشته باشد یك قرارداد زندگی مشترك است نه یك رابطه عمیق و صمیمانه!
طلبكارهای مظلومنما!
اینها همانهایی هستند كه همیشه از رنج و دردلذت می برند و هر قدر آنها را تسلی بدهید، فایدهای ندارد، مستقیما از دست كسی عصبانی نمیشود، در عوض مدام گله و شكایت میكنند.
رك و پوستكننده حرف دلشان را نمیزنند و شاید باید همه هوش و استعداد خود را به بگیرید تا علت ناراحتی آنها را حدس بزنید یا به زور اطلاعاتی از آنها بیرون بكشید!
طلبكارهای مظلومنما همیشه دیگران را مسئول بدبختیهای خود میدانند و به خوشحالی و خوشبختی دیگران حسادت میكنند. نمیتوانیم با آنها صحبت یا مذاكراه كنیم چون بلافاصله احساس میكنند مورد حمله واقع شده و ما را متهم میكنند كه آنها را درك نمیكنیم و دوستشان نداریم.
مینهای خطرناك!
اینها شبیه به مینهای خطرناكی هستند كه اگر از نزدیكشان هم عبور كنیم، منفجر میشوند!
در واقع این افراد در مقابل هر چیزی كه مطابق میلشان نباشد از كوره در میروند.
به شدت كمطاقت و كم حوصلهاند و آمادهاند اطرافیانشان را تحقیر كنند.
اینها در عرض چند ثانیه از حالت گرم و صمیمی به حالت خشمگین و عصبانی تغییر وضعیت میدهند و خشم خود را به انواع روشها ابراز میكنند.
زخمیها
افرادی
كه به هر دلیل از نامزد، یا همسر یا فرد مورد علاقه خود جدا شدهاند ولی
هنوز زخمشان التیام نیافته یا آسیبی را كه از آن رابطه درآن وارد شده،
فراموش نكردهاند، یا از ضربه عاطفی كه به آنها زده شده هنوز در شك به سر
میبرند، مناسب ازدواج نیستند.
بردهها!
ارباب اینها، مواد مخدر است و كسی كه انتخاب كردهاید، یك برده است كه آزاد نیست!
در این حالت در یك مثلث عشقی قرار میگیرد:
شما، او و مادهای كه بردهی آن است! ارباب كه بیشباهت به رقیبتان نیست، وقت، توجه و روح او را از شما منحرف میكند وبه خود اختصاص میدهد.
استعداد برای استرس!
آیا شما ازلحاظ ویژگیهای فردی، مستعد استرس هستید؟
واقعیت این است كه هر كدام ازما، با عوامل استرسزا، به شیوهی خاص خود برخورد میكنیم.
این شیوهی برخورد نیز، به خلق و خوی اولیه ما، به نحوهی رشد و تربیتمان و البته به شرایط فعلی ما بستگی دارد.
بعضی
از ما نرمی و انعطافپذیری بیشتری داریم و در مقابل سختیها از خود
مقاومت بیشتری نشان میدهیم و برخی دیگر شكنندهتریم و برخوردهای سفت و
سختتری داریم.
نردبانهای منظم!
از این اسم، تعجب نكنید: اینها همان تیپهای كمالگرا هستند كه به منظم و ترتیب زیاده از حد بها میدهند، از نظر اینها جزئیات بسیار بااهمیت بوده و اشتباهات غیرقابل گذشتاند!
اینها تا زمانی آرامش دارند كه همهی كارهای ثابت و قابل پیشبینی باشند، اما برای مقابله با مسائل زندگی خصوصا در شرایط غیر منتظره، قدرت تصمیم گیری به موقع را ندارند.
بلند پروازان نا آرام!
افراد این گروه كه همان تیپ جاهطلباند، تمام انرژی خود را صرف انجام كارشان میكنند
آنها
نمیتوانند مسوولیتها را به دیگران محول كنند زیرا از خود و دیگران بسیار
انتقاد میكنند و از این كه كارها پیش رفت خوبی ندارند عصبانی ونا آرام
میشوند.
آنها قادر نیستند ساكت و آرام در جایی بنشینند و كاری انجام ندهند و خلاصه دائما در جنب و جوشاند.
زمانی كه افراد این گروه دچار استرس میشوند تمایل دارند یک گوشه رفته چندین كار را در آن واحد انجام دهند.
برای این ها مشكل است كه تمام حواس خود را متوجه گفتوگویی كنند كه نتیجهاش برای آنها روشن است.
به همین دلیل در هنگام گفتو گو، بیشتر به كاری كه بعدا میخواهند انجام دهند فكر میكند.
امیدوارم همه جوانان این مرز و بوم